تبليغاتX
کشتن عشق

کشتن عشق

کاش میگفتی چیست؟ انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست......

عاقبت سریال تام و جری

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 20:15  توسط امیر  | 

ay mardom

khoda gheghadr khobe ke mige sad bar agar tobe shekasti baza vali chera bandehash 1 hezaromesham rahm nadaran ino to vebam mizaram ta jeloee cheshmat bashe va bedoni daram jeloye cheshmat ab misham vali delet nemisoze

 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 11:3  توسط امیر  | 

زندگی چون:

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 18:38  توسط امیر  | 

یا شاه خراسان

امام رضا

 

 

چشمه های خروشان تو را می شناسند


موجهای پریشان تو را می شناسند

 


پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی


ریگهای بیابان تو را می شناسند

 


نام تو رخصت رویش است و طراوت


زین سبب برگ و باران تو را می شناسند

 


از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی


ای که امواج طوفان تو را می شناسند

 


اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد


چون تمام غریبان تو را می شناسند

 


کاش من هم عبور تو را دیده بودم


کوچه های خراسان تو را می شناسند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 18:34  توسط امیر  | 

غم عشق

 

ديدي اي دل که غم عشق دگربار چه کرد


چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد

 


آه از آن نرگس جادو که چه بازي انگيخت


آه از آن مست که با مردم هشيار چه کرد

 


اشک من رنگ شفق يافت ز بي‌مهري يار


طالع بي‌شفقت بين که در اين کار چه کرد

 


برقي از منزل ليلي بدرخشيد سحر


وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

 


ساقيا جام مي‌ام ده که نگارنده غيب


نيست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

 


آن که پرنقش زد اين دايره مينايي


کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

 


فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت


يار ديرينه ببينيد که با يار چه کرد

******* 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 18:33  توسط امیر  | 

بعد از چندین ماه تصمیم گرفتم از امروز (11/6/87) تا یه ماه باز با شما باشم

عشق با روح شقايق زيباست عشق با حسرت عاشق زيباست عشق با نبض دقايق زيباست عشق با زهر حقايق زيباست

*****

منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي منه"

*****

چقدر جالبه که: 1.تا وقتي مريض نشي کسي برات گل نمياره. 2.تا فرياد نزني کسي به ‏طرفت بر نميگرده. 3. تا گريه نکني کسي نوازشت نميکنه. 4.تا قصد رفتن نکني کسي به ‏ديدنت نمياد................و تا وقتي نميري کسي تو رو نمي بخشه

*****

خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند... حيف که من زادهء امروزم خدايا! جهنمت فرداست ... پس چرا امروز مي سوزم؟؟؟

*****

راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي هركه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم راز دل با آب گفتم تا نگويد با كسي عاقبت ورد زبان ماهي دريا شدم

                  

              * منتظر هستم تا مثل قبل نظراتونو بدونم*

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 18:28  توسط امیر  | 

عشق

عشق تقدير غير قابل پرهيزي است و از آن به هيچ سرا مارا توان گريختن نيست زيرا نه در مرگ و نه در زندگي از بيکران عشق فراتر نخواهيم رفت و باز به همان جا مي رسيم که عشق ما را به آن سو مي کشد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 14:45  توسط امیر  | 

زندگی کن و اه نکش

هميشه با بدست آوردن اون كسي كه دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست كه ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميكنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي كردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مكن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي كشيم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 14:41  توسط امیر  | 

یاد ان مردم مظلوم

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 15:57  توسط امیر  | 

کار عشق

 

تا گرمه اقوشت شدم        چه زود فراموشت شدم

تخصيره تو نبود خودم           باری رويه دوشت شدم

کاشکی دلت بهم ميگفت            نقشيه قلبمو داره

هرکی زدو رفتو شکست           يه روز يجا کم ميآره

موندنو

 سوختنو

 ساختن

 همه يادگره عشق

انتقام از تو گرفتن کاره من نيست...؟

 کاره عشق!!!

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 15:54  توسط امیر  | 

I LOVE YOU   

 حالا يه روز می يای که خيلی ديره

دل عاشق من تو غصه گيره

می خوام بدونی باشی يا نباشی

کسی جاتو تو اين دل نمی گيره

             دوست دارم                                                        

              
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 15:59  توسط امیر  | 

اسمان ابری زندگیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 15:57  توسط امیر  | 

سلام

سلام مي كنم به همه كسايي كه لطف مي كنن و سر ميزنن

 

اين متنو من خودم نوشتم. 

 

كاش مي دانستي كه در هجوم سايه ها من تو را ميبينم.

 

در ظلمت و تاريكي شب من به تو مي انديشم.

 

در ميان دستهاي سهمگين باد دست تو رت نوازش مي كنم.

 

در ميان وحشت و ترس من با ياد تو به شجاعت مي رسم.

 

در ميان انبوه نگاههاي وحشيانه من به دنبال نگاه تو مي گردم.

 

در ميان برگهاي پاييز من به دنبال برگ ريخته شده ي زندگي خود مي گردم.

 

در ميان آن درياي عظيم و وحشي به دنبال قطره اشك ريخته شده خود مي گردم.

 

در ميان آواز پرندگان خوشحال من به دنبال ندايي مي گردم.

 

كه بگويد دوستت دارم.

 

اما ناگهان خود را در كنار شعله هاي آتش مي بينم و ندايي را مي شنوم كه 

 

میگويد :

 

آري   او باز ميگردد.

 

ولي افسوس كه دگر دير است براي بازگشتن

 

ولي باز هم با آخرين توان فرياد مي زنم :

 

دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 14:33  توسط امیر  | 

یه روزی این هست روزگار من

 

 

می گفت آن قدر دوستت دارم که اگه بگویی بمیر...می میرم!!

باورم نمی شد...فقط یه امتحان ساده...به او گفتم بمیر...!

سالهاست در تنهایی پژمرده ام

کاش امتحانش نمی کردم...!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 14:19  توسط امیر  | 

گل رز

سلام مي كنم به تمامي دوستان عزيزم

 

من عاشق گل رزم

 

براي همين اين گل رو با تمام وجود تقديم مي كنم به همه ي

 

كساني كه دوستشون دارم و براشون ارزش قائلم

 

هر چند كه معرفتي از دنيا و آدماش نديدم.

 

Tanha  gole  shekofte  dar  kavir

azade

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 13:51  توسط امیر  | 

نیایش

 

آه ای خدای عالم ببین

ببین خرابه حالم

شکسته این دل من

از دست کی بنالم

گمگشته در سکوتم

گویی رو به زوالم

دگر طاقت ندارم

پر میکشم از اینج

رو به هوای فردا

مجنونم ودوانم

رو به سرای زهره

اه ای خدا کمک کن

تاکه ببینم او را

شاید دلم بگبرد

آرامشی چو دریا

 

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:38  توسط امیر  | 

حکم خورشید

آه باران تو کجایی که دلم

پر از راز گل است

در میان من وتو

پل خورشید ، حکمرانی دارد

که از آن هم گذری نیست

کاش این آتش هجر

با تو خاموش شود

همه سختی تنایی من

با سلام تو فراموش شود

و نگاهت که همه رونق بازار من است

باز به بی رونقی ام جان بدهد

و چو روحی که به چسم می آید

باز ( ز ) را به کعنان بدهد

 

 

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:31  توسط امیر  | 

زیبایی عشق

 

 
عشق با روح شقایق زیباست
عشق باحسرت عاشق زیباست
عشق با نبض دقایق زیباست
عشق با زهر حقایق زیباست
عشق با در حسرت دیدار تو بودن زیباست
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:24  توسط امیر  | 

منو سوزوندی

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:21  توسط امیر  | 

عشق یعنی

عشق يعني با جهان بيگانگي

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني انتظارو انتظار

عشق يعني هر چه بيني عكس يار

عشق يعني ديده بردر دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

عشق يعني سوز ني،آه شبان

عشق يعني معني رنگين كمان

عشق يعني شاعري دلسوخته

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله برخرمن زدن

عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني يك تيمم، يك نماز

عشق يعني عالمي رازو نياز

عشق يعني با پرستو پر زدن

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون كندن به دست

عشق يعني زاهد اما بت پرست

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني يك شقايق غرق خون

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يك تبلور، يك سرود

عشق يعني يك سلام و يك درود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 16:15  توسط امیر  | 

اینم فرموده های مولای من

در هزينه و مخارج خانواده خود زياده روي و سخت¬گيري نكنيد:

امام رضا (ع) فرموده است: «باید در رابطه با مصارف مالی و هزینه زندگی خود و خانواده خویش معتدل و میانهرو باشی.» «بر مؤمن و مسلمان به ویژه سرپرست خانواده سزاوار است وقتی که تنگدست شد برای خانوادهاش با حساب و درست پول خرج کند و هنگامی که غنی گردید اسباب رفاه و راحتی ایشان را به خوبی فراهم کند.»


  

در مخارج زندگی اسراف و تبذیر نکنید

امام رضا (ع) میفرماید:
«هر کس در منزل خود مشغول خوردن غذا میشود، اگر مقداری از غذا در سفره ریخت و باقی ماند باید آن را – اگر آلوده نشده بود – جمع کند.ولی هر کس در دشت و صحرا، غذا میخورد اگر مقداری از غذا بر زمین بریزد و باقی بماند آن را برندارد بلکه بگذارد تا پرندگان و حیوانات دشت و صحرا از آن استفاده کنند.»


  

به فکر اصلاح و تربیت فرزندان خود باشید

یکی از اسباب تربیت، محبت و احترام به فرزند است در این باره امام رضا (ع) میفرماید: «بر شما لازم است با تمام کودکان خود با احترام و ادب رفتار کنید.»


  

به فرزندان خود احسان و نیکی کنید

امام رضا (ع) میفرماید: «به فرزندان خود نیکی کنید و با آنان خوش رفتاری نمایید، زیرا فرزندان شما عقیده دارند که شما روزی رسان آنها هستید.»


  

بخشش چه کم چه زیاد

هر چیزی که در راه خدا و برای رضایت و خشنودی پروردگار داده شود اگر چه کم باشد نزد خداوند بزرگ و زیاد است. امام رضا (ع) در این باره میفرماید: « در هزینه زندگی میانه روی کن! به هنگام دارایی و نداری، و همچنین در احسان و نیکی کردن، چه کم باشد و چه زیاد. به درستی که خداوند تبارک و تعالی بخشش پارهای از یک دانه خرما را بزرگ میدارد. به حدی که در روز قیامت آن را به اندازه کوه احد بزرگ جلوه میدهد.»


  

هر روز صدقه بدهید

حضرت رضا (ع) به ترتیب از پدران گرامی خود صلوات الله اجمعین نقل فرموده است: «بهترین و سودمندترین مال از اندوختههای انسان، صدقه دادن است». امام رضا (ع) بر حسب روایاتی درباره آثار و انواع صدقه میفرماید:
«صدقه بده اگر چه چیز اندکی باشد. زیرا هر چیز اندکی اگر در راه خدا با نیت صادقانه داده شود بزرگ و ارزشمند است.» «با دادن صدقه، رزق و روزی زیاد از خداوند طلب کنید.» «بیمارانتان را با صدقه درمان کنید.» «هر کار نیکی یک نوع صدقه است و پاداش صدقه را دارد.» «کمک کردن به ضعیفان و محرومان از بهترین انواع صدقه است.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 16:13  توسط امیر  | 

یار

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 16:12  توسط امیر  | 

دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 16:11  توسط امیر  | 

باور کن

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 16:11  توسط امیر  | 

تویی تنها دلیل بودن من

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 16:10  توسط امیر  | 

هنوز دوست دارم

اسمت را برای هميشه در قلبم ننوشته بودم

و عشقت را برای هميشه در دلم جای نداده بودم

ولی حالا که اين کارا کرده ام برای هميشه دوستت خواهم داشت

و هيچگاه و در هيچ مکانی از کاغذ و برگه قلبم حذف نکرده و نخواهد کرد

پس:                                           

 دوست دارم

     دوست دارم يه عالمه

          دوست دارم به وسعت يه آسمون به وسعت سيارمون

               دوست دارم به خاطر مهربونيات؛به خاطر صبوريات

                    دوست دارم نه در هوس بلکه مثل يه بت پرس

                          راحتت کنم دوست دارم تا آخرين نفس.

 

                                       دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 16:8  توسط امیر  | 

هر چی بگم کم گفتم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 16:7  توسط امیر  | 

تا اخرین نفس

زندگی را دوست دارم

نه در قفس

عشق را دوست دارم

نه در هوس

تو را دوست دارم

تا آخرین نفس

                                     

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 16:6  توسط امیر  | 

تو را و خدای که تو را خلق کرد دوست دارم

من عشق را در تو

تو را در دل

دل را در موقع تپیدن

وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش

خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

                          

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 16:6  توسط امیر  | 

چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو؟

 
چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو؟

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس خواهد گفت.

آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی،

روی خندان تو را کاشکی می دیدم.

شانه بالا زدنت را بی قید،

             و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد،

وتکان دادن سر را که عجب،عاقبت مرد؟

افسوس، کاشکی می دیدم... 

    

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 16:5  توسط امیر  |